جنبش روشنایی در تقابل یا تعامل با رهبران سنتی وضرورت ساماندهی آن:
🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫🇦🇫
جنبش روشنایی پس از شهادت شهدای تبسم به وجود آمد ودر جریان انحراف لین برق از مسیر اصلی آن یعنی بامیان، به سالنگ عنوان عدالتخواهی بخود گرفت و با حادثه خونین دهمزنگ پرریشه وپربار گردید که تاعمق خانه ها وقلبهای مردم رسوخ کرد.
سیاست نژاد پرستانه وتبعیض گرا که هدف اصلی نوک پیکان عدالتخواهی بود، کوشید با ایجاد اختلاف وانحراف نوک پیکان به سوی رهبران سنتی هزاره، صدای عدالتخواهی را خاموش کند. حقیقت تلخی است که باید اعتراف کرد؛ هم جنبشی ها وهم رهبران سنتی باتجربه، به دسایس الحیل ارگ گرفتار شدند، با توپ که ارگ در میدان هزاره ها انداخته بود بازی کردند.
در این میدان یگطرف به عنوان بازیگر اصلی ومداوم جنبشی ها وطرف دیگر به نوبت خلیلی، محقق و دانش وگاه نیزمیانه روهای مثل استاد شفق قرار گرفت که جنبش را همراهی نکرده بود.
دراین بازی که برنده اصلی آن ارگ ودشمنان داخلی وخارجی هزاره ها بود، تمام توان بازیگران اعم از جنبشی ها ورهبران سنتی هدر رفت واینگونه بود که هزاره ها درفروکاسته ترین موقعیت سیاسی قرار گرفت.
اما ساختار دموکراتیک ومردمی بودن جنبش، از مهمترین عامل پویایی وپایایی آن بود که توانیست از بازی فرسایشی داخلی، جان بی رمق خود را سالم بدر ببرد. متأسفانه در فرایند تجدید حیات و تکامل خویش رنگ وبوی پوپولیستی گرفت که این تفکر؛ نفس ویا حنایی مصنوعی بود که از جهتی مُقرّب واز جهاتی مُبعّد است، تنها از باب «الغریق یتشبث بکل حشیش» به آن چنک زده بود. اما هرچه بود باعث ریزش بسیاری نخبگان از بدنه جنبش گردید.
آنچه که در تداوم حیات سیاسی جنبش وحفظ پایگاه اجتماعی آن لازم است در چند امر خلاصه می شود:
الف) توهین وتحقیر رهبران سنتی می بایست به تکریم آنها تبدیل وجایگزین شود.
تردیدی وجود ندارد که اهداف وآرزومندی های سیاست گاه در سایه صداقت تأمین نمی شود، بلکه توأم با تقابل، چانه زنی ها وسهم گیری هاست، اما هر تقابلی لزوما به تخریب و تخاصم منجر نمی شود، ولی جنبش روشنایی گویا سیر صعودی خود را در این می بیند که تقابل را در عینیت با تخاصم معنی وتطبیق نماید. تحریم دولت در همکاری وگفتگو وتعامل، موضع تهاجمی وتخریبی نسبت به رهبران سنتی از مصادیق عینی آن است.
واقعیت این است که قدرت در افغانستان ماهیت نژاد پرستی دارد، که بیش از همه پشتون های درانی وغلزانی به صورت موروثی دست به دست می کنند، از آنجای که مبانی فکری جنبش عدالتخواهی، ظلم ستیزی، مبارزه با تبعیض قومی ونژادی بود، این جامعیت راداشت که نه تنها منافع سیاسی رهبران سنتی بلکه منافع بسیار از اقوام پشتون، تاجیک ها، ازبک ها و... را نیز تأمین کند پس دلیل برای تقابل وتخاصم وجود ندارد.
طرد وتحقیر وتخریب رهبران سنتی، در معادلات سیاسی جنبش، مقرون به صواب نیست، بلکه به انزوا وحتی اضمحلال جنبش کمک خواهد کرد. از این رو لازم است در چانه زنی های سیاسی از نفوذ، جایگاه وتجربیات آنها استفاده شود. برعلاوه آنکه خیر وخواست مردم نیز بر اتحاد است نه اختلاف.
در اولویت بسیار مهم قرار دارد که موضع جنبش در قبال رهبران سنتی وبخصوص نخبگان پرنفوذ اجتماعی مثل استاد دانش، استاد شفق و...تبیین گردد، که صلاح و رستگاری در تکریم وجذب آنان در بدنه جنبش است.
اختلاف جنبشی ها با رهبران سنتی، اختلاف مبنایی واستراتژیک نیست، بلکه اختلاف تئوریک وساختاری است، انگ معامله وخیانت، اتهام ظالمانه به رهبران است که خود بوی خیانت ومعامله می دهد، قطعا در سیاست جنبشیان اصیل جایگاهی ندارد.
ب) انتقاد پذیری وپاسخگویی:
جنبش روشنایی در کانتکس اجتماعی به وجود امد که سایه وخیم وضخیم تبعیض وخودکامگی فرا گرفته بود، خدایگان سیاست بر موجی سوار بودند که اقتدار خود را در پرسش ناپذیری وتقدس گرایی می دیدند، بخصوص آنکه جنش روشنایی خود سرشت اعتراضی دارد؛ قطعا با مخالفت ها، انتقاد ها وتخریب ها مواجه می شود.
لازم است گروه فاخر وفرهیخته برای پاسخگویی به انتقادها تشکیل شود تا با صبوری، متانت و استدلال پاسخگوی سوالات وانتقادات باشند. کسانی که با ماهیت مدافعان جنبش، با تندی وکوبندگی، در فضایی مجازی قلم می زنند،( که هرچند در صداقت آنان باید تردید روا داشت) بیش از آنکه به تقویت ومحبوبیت جنبش کمک کنند به تضعیف ومنفوریت آن کمک خواهند کرد.
ج) جنبش آدرس مشخص داشته باشد:
ساختارمندی جنبش، رهبری ومدیریت واحد، داشتن تلویزیون ورادیو، ممکن است هنوز چالش های اقتصادی وهماهنگی داشته باشد، اما داشتن سخنگوی رسمی، فضایی در شبکه های مجازی کم هزینه ترین و آسان ترین راه برای انتقال پیام های جنبش است. گفته ها ونوشته های که مورد تأیید است از این آدرس نشر شود تا جلو اعمال سلایق وعلایق شخصی که به بدنامی جنبش می انجامد گرفته شود.
ادامه دارد...
منبع: قلم بیقرار: https://t.me/Restlesspen
در این صفحه تراویده های ذهنی من در قالب دل نوشته ها وچکیده های پژوهشی روی میز نظر خوانند گان قرار می گیرد. با توجه به مناسبت ها، اولویت ها وزیبایی های نوشتاری ازمطالب دوستان نیز استفاده می شود. هر چند به موضوع خاصی منحصر نمی گردد اما پی گیری جریانات وتحولات افغانستان در اولویت است.ضمنا مطالب منعکس شده به معنای تایید آن نیست بلکه مسئولیت محتوی نوشته به عهده نویسنده محترم است.