زندگی در سطح عاطفه، زندگی در سطح احساسات وظاهر بینی.... دوستان عزیزم که عنوان استاد دانشگاه، وزیر، وکیل... را به خود گرفته اید، تراژیدی جلریز باعث شد که همه زبان باز کنید و روضه بخوانید! باید اینگونه بمیرند تا ما روضه خوان شویم! باید 72 ساعت در خون شان بغلطند تا ما بهتر روضه بخوانیم.!!!! در پشت تانک وموتر های جلادان بسته شوند، تکه تکه شوندتا سوزناکتر بخوانیم...!!! کلمات را بیدار می کنیم، موزون ومنظم، اما برای چه کسی؟؟؟ برای چه کسی روضه می خوانیم؟ برای مادران جوان مرده؟ آیا غم از دست دادن جوان برای شان کافی نیست ؟؟؟ یا برای کاخ نشینان؟؟؟ قسم میخورم اشرف غنی، عبدالله عبدالله، وزیران، وکیلان ... نیز نیاز به روضه ندارند...از خود بپرسیم برای چه کسی روضه می خوانیم..
لازم است اما کافی نیست.
چشم تان را باز کنید، کشور در لجنزار تعصب وقوم پرستی فرو می رود، به گفته شکسپیر جهنم خالی است چون همه دیوها اینجا هستند، انسانیت و رسالت ومسئولیت در زباله دان های قصر اشرف وعبدالله به خاک سپرده شده است... از جنازه های ما نردبان می سازند تا از بلندای بیشتر، زیبایی های دنیا را به نظاره بنشینند، واز عیش ونوش خود لذت ببرند. وما با احساسات تمام در جای جای این سرزمین روضه بخوانیم!!! زانو در بغل بگیریم چون بیوه زنان شوهر مرده .....
در جلریز مردند، در بهسود ودایمرداد، در خوات وناهور، از هرات تا قندهار تا کابل وغزنین ....برای اینکه ماروضه خوان شویم ؟؟؟؟؟
اساتید، نخبگان، ژورنالیست ها، و.... آیا راهکاری دیگری به نظرتان نمی رسد؟؟