این مقاله توسطه دوست خوبم جناب راشد دانشجوی افغانی مقیم آلماتی قزاقستان به نگارش در آمده و درخدمت خوانندگان قرار می گیرد.
کشورهای جهان سوم و دلایل عقب ماندگی آنها
اصطلاح جهان سوم، در چند دهه ی اخیر یکی از رایج ترین عناوین برای گروه بزرگی از کشور های جهان، شامل کشورهایی در افریقا، امریکای لاتین و آسیا بوده است. این اصطلاح و دیگر اصطلاحات متصف به سوم ابتدا در فرانسه به کار گرفته شد.
پیشینهی تاریخی کاربرد اصطلاح جهان سوم و اصطلاحات مشابه از این دست، به دوران انقلاب کبیر 1789 فرانسه بر می گردد. اصطلاحاتی چون طبقه ی سوم و حکومت سوم که در آن دوران به گونهی وسیعی به کار برده می شد، معانی آن ها در نظر مردم فرانسه شباهت زیادی با معنای " جهان سوم " در جهان امروز داشت.
پیش از انقلاب فرانسه طبقه ی متوسط رو به رشد شهری (بورژوازی) در مقابل دو طبقه ی بالای آن روزگار ( اشراف و ارباب کلیسا) به طبقه ی سوم معروف بود و در سال های اولیه ی انقلاب فرانسه، حکومت انقلابی که از میان همین طبقه برخاسته بود، خود را در مقابل دو طبقه ی حاکم قبلی (دربار و کلیسا) " حکومت سوم " می نامید.
درحال حاضر جهان سوم به گروهی از کشورها گفته می شود، که دارای پیشینه ی استعماری هستند و اکنون دست خوش فرایند توسعهی اقتصادی واجتماعی از وضعیتی می باشند که ویژگی های آن عبارت از: در آمدهای پایین، وابستگی به کشاورزی، ضعف در روابط بازرگانی خارجی، محرومیت اجتماعی قشرهای عمدهی جامعه وآزادی های محدود سیاسی ومدنی می باشد.