پست ثابت

برای مطالب جدیدتر به ادامه مراجعه فرماید

 

انسان در انگاره های بشری والگوی اسلامی

مولفین: دکتر جعفر شانظری ومحرم علی خلیلی

ناشر: جهاد دانشگاهی واحد اصفهان، 1392

معرفی کتاب:

محوری ترین بحث این کتاب، بررسی پارادوکس های انسان در مکاتب فلسفی بشری وارائه پارادایم اسلامی در این  بحث است.

در پشت جلد این کتاب، فقره از مقدمه آن را آورده که تقریبا هدف تحقیق را بیان می کند. « گزاره هایی چون « خدا شناسی»، « انسان شناسی» و « جهان شناسی» ازمحوری ترین مسایلی است که درطول تاریخ تفکر بشر، اندیشه وی را به خود مشغول داشته است. در این میان، عرصه و گسترۀ وجودی انسان، آن را در رأس این مثلث قرار داده، زیرا همچنانکه خود، اسرار و رموزی در آفرینش و وجود خویش دارد، از یک سو پیش شناخت خداشناسی قرار گرفته و از سوی دیگر شناخت جهان در گرو شناخت انسان است از این رو؛ بسیاری از عناوین مکاتب و تفکرات پدید آمده در عصر حاضر، مستقیم و یا غیر مستقیم معطوف به پرسشی از انسان است. اومانیسم، اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم، هرمنوتیک، فمینیسم و... چهره های متفاوت از فلسفه غرب است که پس از رنسانس بوجود آمده و از انسان و جایگاه او در هستی سخن می گوید وتماما در تلاش اند که به چیستی وکیستی انسان پاسخ گویند. » در نتیجه مکاتب فلسفی غرب و اندیشه های بشری، از حل پارادوکس انسانی اظهار عجز می کنند، و پس از آن پارادایم اسلامی که با توجه به شناخت ابعاد وزوایایی شخصیتی انسان ارائه شده است، مورد تحلیل وبررسی قرار می گیرد

 

محل های فروش:

اصفهان

1- انتشارات جهاد دانشگاهی واحد اصفهان، شماره تماس:  03136680062

2- علم گستر سپاهان، شماره تماس: 03132219979

تهران

1- انتشارات جهاد دانشگاهی دفتر مرکزی، تلفن: 021366487626

2- کتابیران: شماره تماس: 02166566509

3- دانشیران: تلفن: 02166400220

پایگاه انترنتی: bookjdi.ir



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پاسخ به شبهات

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۳ | 23:23 | نویسنده : محرم علی خلیلی |

اخلاق بر محور جنیست

رفتار دوگانه مرد و زن در جامعه

نشر شده در سایت وحدت نیوز

http://www.wahdatnews.com/farsi/?p=21367

محرم علی خلیلی فارغ التحصیل ارشد فلسفه وکلام اسلامی

محرم علی خلیلی
فارغ التحصیل ارشد فلسفه وکلام اسلامی

یکی از مهمترین مولفه های پژوهش، ناشناختگی مطلق موضوع ویا ساحت از آن است. هرچند کمتر پیش می آید که موضوعی مطلقا مجهول باشد بلکه بیشتر ناشناختگی در ساحت خاصی از موضوع وجود دارد، علیرغم آن، این امر منجر به پژوهش نمی شود، چون بسیاری از مسائل را نمیدانم اما ضرورتی بر پژوهش آن هم وجود ندارد، موضوع زمانی انسان را وادار به پژوهش می کند که ندانستن موضوع باعث ایجاد مشکل شود، زیبا ترین مصداق که می تواند از این پروسه نمایندگی کند عشق برای انسان عاشق است که در طلب شناخت بیشتر وبهتر از معشوقه ودر نتیجه رسیدن به آن گاه سر به بیان می گزارد.

بررسی اخلاق بر محوریت جنیست، علاوه بر آنکه وارد شبهه دنباله دار نسبیت اخلاق می شود وبه گونه ای آن را تأیید می کند، به موضوعی می پردازد که باعث ایجاد بسیاری ازمشکلات در روابط اجتماعی بین زن ومرد ودر نتیجه فروپاشی خانواده ها و یا کاهش محبوبیت افراد خانواده نسبت به همدیگر شده است. از یک سو نمی خواهند همسر همیشه همراه زندگی اش را از دست بدهند واز سوی دیگر نمی تواند رفتار وگفتاری را که از او به ظهور رسیده تحمل کند. گره کار در این است که هرکدام دیگری را آینه زندگی خود می داند که در رفتار وگفتار مشابه ومماثل در جامعه انعکاس پیدا می کند، فارغ وفاقد از اینکه دارای تفاوت های ذاتی وفطری هستند که همان باعث می شود تا نتوانند دارای رفتار وگفتار مماثل باشند. از اینرو رفتار مردانه برای زنها ایجادمشکل می کند ورفتار زنانه برای مردان کانون گرم خانواده را به تنش وسردی می کشاند. بلکه می بایست حوزه اخلاق عملی مردانه وزنانه متفاوت وممتاز از همدیگر تعریف شود، هرآنچه برای مردان به عنوان بایستگی های وشایستگی های اخلاقی تعریف شده است ممکن است عین ناشایستگی برای زنان باشد وبالعکس…

محور اصلی این نوشته حدیث شریف از حضرت علی(ع) « خیار خصال النساء….» است که اخلاق را بر جنسیت پیوند داده و فضائل زنان را در رذائل مردان وبالعکس تعریف کرده است.

حضرت علی می فرماید: «خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ: الزَّهْوُ وَ الْجـُبْنُ وَ الْبُخْلُ، فَإِذَا كَانَتِ الْـمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا، وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا، وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ يَعْرِضُ لَهَا»¹

در این حدیث سه مولفه مهم اخلاقی اشاره رفته است.اما پیش از آنکه به واکاوی مولفه های حدیث پرداخته شود، برای تقریب وسهولت فهم، لازم است چند واژه موشکافی شود.

تفاوت یا تفاضل؟
در مقایسه کمالات و فضائل زن ومرد، بیش از همه اذهان معطوف به برتری یکی نسبت به دیگری می شود، وحال آنکه سخن از برتری نیست بلکه تفاوت های است که در نهاد وفطرت آنها نهادینه شده است. اگر در مثال تطبیق گردد، زن ومرد، به دو تا وسیله ی میماند که هرکدام برای هدف خاصی آفریده شده است و کاری خاصی را انجام میدهد، بدون آنکه یکی نسبت به دیگری بر تری داشته باشد.بنا براین تفاوت ها به تفاضل نمی آنجامد هرچند لزوما تفاضل به تفاوت می انجامد. بر فرضی اگر تفاضلی هم وجود داشته باشد این نوشته در پی بررسی وشمارش و قضاوت آن نیست.

جنس وجنسیت:
جنس به تفاوت های ظاهری وفزیکی زن ومرد اشاره دارد که در زبان انگلیسی از آن به (sex) تعبیر می شود، اما جنسیت که در زبان انگلیسی به (gender) تعبیر می شود، به تفاوت کارکرد ها، نقش ها، نماده وانتظارات وبلکه توانمندی ها واستعدادها می پردازد که محصول جنس ویا تفاوت های فزیکی و بدنی آنان می باشد. اصطکاک وچالش های فکری بر جنس استوار نیست، زیرا تفاوت ها مسلم، عینی وآشکار است، اما مسئله جنیست در معرض تبادل آراء واندیشه ها قرار گرفته، که آیا علاوه بر وجود تفاوت های جنسی، می تواند تفاوت های جنسیتی نیز وجود داشته باشد یا خیر؟

به دیگر سخن؛ تفاوت های جنسیتی، توانمندی ها وکارکرد ها به طبیعت وفطرت آنان بر می گردد، یا به عوامل وساختار اجتماعی؟ یعنی آیا چنین است که سیمین دوبوار می گوید:« کسی زن به دنیا نمی آید، بلکه زن می شود» از کودکی به دختران عروسک وبه پسران تفنگ می دهند، از اینرو مردان به حکومت می رسند وزنان به مادری وخانه داری…، یا چنانچه جریان فمینیستی شعارخویش قرار دادکه:«موقعیت فرو دست زنان یک امر طبیعی یا زیست شناختی نیست،بلکه جامعه آن را بوجود آوده است.» یا اینکه زن با طبیعت وساختار زنانگی بدنیا آمده و اینگونه نیز زیست نمایند.

بدیهی است بررسی علمی تفاوت های جنسی وجنسیتی زن ومرد از حوصله این تحقق وتخصص من بیرون است، بلکه هدف فقط نگرش گفتمان های غالب بر محور جنس وجنسیت است که مورد اشاره قرار می گیرد. وگفتنی است که نگرش های امروز بیشتر به سوی همگون بودن جنسیتی زن ومرد می رود وآنها را دو موجود متفاوت اما مساوی از نظر توانمندی واستعداد کارکرد های اجتماعی می دانند. در حال که واقعیت بر مبنای حدیث که ذکر گردید بر خلاف آن است.

مولفه های حدیث:
حدیث مبارک دارای سه مولفه شاخص وبارز است، بخل، ترس وتکبر. جالب اینجاست که در هیچ جا این سه صفت مورد ستایش قرار نگرفته بلکه به شدت محکوم ومذمت شده است، اما در قبال رفتارهای اجتماعی زنان از صفات برجسته وشایسته تقدیر قرار گرفته است وبدیهی است که رعایت آن به استحکام بنیان های خانواده کمک می کند واین مسئله در جامعه امروزی ملموس تر ومحسوس تر مشاهده می شود.

تکبر: در این حدیث بین تکبر وعفت پیوندی مثبت وعقلانی برقرار شده است، به این نحو که زن متکبر خود را در اختیار کسی قرار نمی دهدوبلکه هرکسی را شایسته رابطه دوستانه خود نمی داند بلکه خود را فراتر از آن می بیند که با هرکسی رابطه دوستی وآشنایی وصمیمیت برقرار کند.

البته در متن حدیث واژه «زهو» به کار رفته است که با«تکبر» کمی فرق دارد؛ زهو به معنی حریم گرفتن بین محرم ونامحرم و رفتار بزرگ‌منشانه نسبت به مردان نامحرم است، واین رفتار، تواضع وفروتنی های که یک مرد برای مرد دیگر، ویا یک زن برای زن دیگر انجام می دهد را تأیید نمی کند. مثلا اصطلاحات که در جامعه رایج است « قدمت روی چشم» ، … شماره تماس دادن وگرفتن، پیامک بازی، چت ووووو را بین زن ومرد نامحرم شایسته زنان اسلامی نمی داند

اما رفتار بزرگ منشانه به معنی قطع ارتباط زن ومرد ویا جدایی وتفکیک جنسیتی اجتماعی ومحل های آموزشی نیست بلکه شاخص ترین اثر وثمری که دارد این است که باعث می شود که مرد وزن نامحرم همواره بین همدیگر یک مرز وحجابی قائل شود تا نتواند از هر واژه والفاظی برای خطاب به همدیگر استفاده کنند.

نسبی بودن اخلاق جنسیتی با محوریت این حدیث از آنجا رخ می نماید، که زنان مطلقا نباید متکبر ویا رفتار بزرگ منشانه داشته باشد، در برابر زنان دیگر ومحارم وخانواده، پدر ومادر وبرادران و بخصوص شوهر نباید متکبر وبزرگ منش باشد، بلکه نهایت تواضع وفروتنی در این موارد ومصادق عین اخلاق است که در فضیلت ومدح وستایش آن دساتیر موکد وسفارشات فراوان آمده است. در برابر شوهر مسئله تمکین زن مطرح است که در آن نه تنها نشان از تکبر و تهور نیست بلکه تواضع مطلق وبدون قید وشرط است.

شجاعت وترس: امام علی(ع) می فرماید« فرقت من کل شیئ یعرض لها.» زنان ترسو از هرچه سر راهش قرار بگیرد می ترسد، بیش از هر چیز به حیثیت، شرافت وآبروی خود می اندیشند، وگاه نیز به خاطر شرایط ناسالم اجتماعی که در بعضی کشورهای وشهرها حاکم است، باعث می شود که مگر به ضرورت از خانه اش خارج نشوند، شاید فلسفه حجاب در اسلام نیز برای پاسبانی از حرمت وحیثیت زنان قرار داده شده است. اما بدیهی است که زنان متحور وبی باک که نشانی از ترس ندارند آسانتر مورد هوس های شیطانی قرار می گیرند وبسیاری از حوادث ناخوشایند که صفحات پرتیراژ روزنامه ومجلات اخلاقی واجتماعی را بخود اختصاص داده است، به دلیل تحور ومخاطره جویی زنان بوده است اما این بدان معنی نیست که زنان ترسو هرگز بدام نمی افتند و قربانی نمی شوند، بلکه آمار زنان متحور وبی باکی که بدام حوادث ناخوشایند می افتند بیشتر از زنان ترسو وخانه نشین است.

اما نباید چنین سوء فهمی بوجود بیایند که زنان مطلقا از خانه بیرون نروند،ویا لزوما ضرورتی در حد وجوب باعث شود که آنها راهی شهر وبازار شوند، بلکه خانه نشینی لزوما به معنی ترس وحیاء وعفت زنانگی نیست وهمینطور بیرون رفتن وحضور در عرصه های اجتماعی لزوما به معنی تحور وبی باکی و یا لاابالی گری زنان نیست، بلکه ترس زنانگی که در این حدیث تعریف وتأکید شده است بدان معنی است که آبرو وحیثیت را قربانی تهور وبی باکی خود نمی کند.

بخل : زن از آن لحاظ که امانت دار وامین سرمایه های خود وشوهرش می باشد، اگر دارای صفت بخل باشد، آن را به راحتی به حراج نمی گزارد. بلکه رعایت سطح اقتصادی خانواده را می کند. درتعریف وتوضیح آن گفته می شود: بخل زنانه: به معنای مرز داری از منافع خانواده در برابر طمع ورزی های دیگران است.
در این نگاه زنان فقر را در نداشتن مال وثروت نمی دانند، بلکه در نداشتن صبر وتحمل در برابر شوهر می دانند، زیرا آنچه که از زنان در حریم خانه وخانواده توقع می رود صبر وحلم وبرد باری است، جمع آوری وبدست آوردن ثروت و سرمایه وظیفه شوهران است و زنان به حفظ ونگهداری از آنان سفارش شده است.

نتیجه:
ممکن طرح این مسئله منجر به سوء تفاهمات وکنش و واکنش های غیر هدفمند شود، بخاطر جلوگیری از این مسئله بازهم به صورت تأکید یاد آوری می کنم. زهو وتکبر زن فقط در جایی شایسته وپسندیده است که آنها را از ارتباط با هرکس وناکس جلوگیری کند وبین مرد وزن نامحرم حریم ایجاد می کند که نه خود به نامحرم متمایل می شود ونه باعث می شود که نامحرم نسبت به او احساس وابراز علاقه فاسد نماید. چنانچه قرآن کریم در باره زنان پیامبر دستور می فرماید:« فلاتخضعن بالقول …..»

ترس شامل موارد ومواضعی می شود که آبرو وحیثیت زنان را به خطر اندازد
بخل زنانه، آنان به بسته دستی مطلق تشویق نمی کند که حتی در برابر فرزندان وبقیه اعضای خانواده در غیاب شوهر اعمال واجرا نماید، بلکه از ریخت وپاش های بی مورد که ممکن است در قالب انفاق، صدقه، نذر، و… صورت بگیرد جلوگیری می کند.

لازم به تذکر و یادر آوری است که هرکدام در هیچ جای دیگر نه تنها پسندیده وقابل ستایش نیست بلکه صفت مذموم وغیر اخلاقی است.

___________

 ¹ – نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدي، ص‌۴۰۰، حکمت ۲۳۴. در برخي نسخه‌ها شماره اين حديث از ۲۲۰ تا ۲۳۴ متفاوت است.



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پاسخ به شبهات ، پستوهای زندگی ، گلواژه های ماندگار

تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ | 22:36 | نویسنده : محرم علی خلیلی |

درد حسین تشنگی وبی آبی نبود، چنانچه ما آن را بزرک کرده ایم، بلکه بی دینی و جهالت ودرنده خویی مردم بود، واین سریال ناتمام؛ زندگی روزگار مارا نیز فرا گرفته است. شریعتی زیبا می گوید: (حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.)

حسین(ع) خود می گوید: «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون » . (مردم بندگان دنیایند و دین، تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگیشان سرشار است دین گرایند ولی هنگامی که در تنگنای بحرانها قرار گرفتند دین داران واقعی اندک می گردند .

بهتر نیست بجای آنکه برتشنگی ومظلومیت حسین گریه کنیم، بر جهالت وبد دینی خود گریه کنیم که هم مرهم بر زخم های بیشمار حسین(ع) باشد وهم گامی برای هدایت وسعادت خویش برداشته باشیم.



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پاسخ به شبهات ، پستوهای زندگی ، مناسبت های دینی وتاریخی ، حوادث

تاريخ : دوشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۳ | 14:29 | نویسنده : محرم علی خلیلی |
ولتر در مقاله «a.b.c» از قول aمی گوید: « من می خواهم وکیل من وخیاط من و زن من به خدا معتقد باشند، تصور می کنم که در چنین صورتی کمتر مرا فریب خواهند داد وکمتر از من خواهند دزدید.» « اگر خدای وجود نداشت لازم بود آن را بسازند»

ولتر در اعتراض به اینکه دین مسیح با خرافات آمیخته شده است می گوید:«شما می گوید که مذهب موجب جنایات بی شماری گشته است ولی بهتر است که به جای مذهب خرافات بگویید، زیرا فقط خرافات است که بر این کره تیره بخت حکومت می کند. خرافات بد ترین دشمن عبادت حقیقی خداوند متعال است . بگذارید تا این غولی را که سینه مادر خود را می شکافد از میان ببریم، کسانی که با این غول مبارزه می کنند خدمتگزار بشریت هستند، خرافات مانند افغی به دور مذهب پیچیده است، ما باید سر این افعی را بکوبیم بی آنکه صدمه ای به مذهب برسانیم»
اما در اسلام، تشیع، محرم وعاشورا چه خبر است؟ کوچه وخیابان، در دیوار، حکایت از آن دارد که حقیقت هرکدام بدام افعی های افتاده است که سینه مادر را نیز شکافته است، ممکن است کشتن این افعی به قیمت کشتن اصل وحقیقت دین بی انجامد...



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پاسخ به شبهات ، گلواژه های ماندگار ، مناسبت های دینی وتاریخی ، حوادث

تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ | 17:2 | نویسنده : محرم علی خلیلی |

وقت به این سه فاجعه توجه وتأمل شود، فلسفه کلام تاریخی امام حسین روشن می شود که فرمود( علی الاسلام السلام اذا قد بلیت الامه براع مثل یزید)

اما سه فاجعه:

الف: حادثه خونین روز عاشورا وشهادت امام حسین ویارانش در سال 61 هجری در کربلا

ب: یورش لشکر شام به مدینه وغارت آن و مباح اعلان کردن  تجاوز  به زنان ودختران  در مدت سه روز،  حتی درحرم رسول خدا  که نتایج آن بنا به نوشته  مورخان  تولد هزار مولود نامشروع در پایان سال 62 هجری در مدینه بود.

ج: هجوم لشکریان شام به فرماندهی حصین بن نمیر به مکه ومسجد الحرام به بهانه قتل  عبدالله زبیر وآتش زدن مسجد وکعبه توسط منجنیق های لشکریان شام.



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پاسخ به شبهات ، پستوهای زندگی ، گلواژه های ماندگار ، مناسبت های دینی وتاریخی

تاريخ : دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۳ | 12:51 | نویسنده : محرم علی خلیلی |


آزادی مذهب یکی از اقسام آزادی عقیده وبه طور کلی آزادی فکر و وجدان است، آزادی عقیده، یعنی امکان پیوستن به یک فکر یا ایمان یامذهب بدون ترس.
قبل از ورود به بحث از عقیده ومذهب لازم است نقش مذهب وعقیده را درتکامل شخصیت وزندگی انسان واکاوی کنیم ودرضمن دوسوال ارزش مذهب وعقیده را تقریب کرده وآزادی آن را نیز ارزش گزاری کنیم.
سوال اول ، آیا مذهب وعقیده درشخصیت انسان دخالت دارد؟ یعنی انسان بامذهب وعقیده خاصی دارای کمال وفضیلت خواهد بود و یا بانبود عقیده؟
سوال دوم« آیادینی حق دارد پدید بیاید وپس از پدیدآمدن مردم را ازانتخاب دین دیگری منع بکند آیا این منطقا شدنی است؟ مثالی بزنیم که درعرصه حقوق وسیاست پاره ای از استادان حقوق زده اند؛ آیا می توان پارلمانی داشت که آن پارلمان مردم را ازانتخاب منع کنند؟ یعنی آیا کسانی که تمام هویت وسمتشان ازانتخاب است می توانندبا انتخاب درافتند؟ آیا وجود چنین پارلمانی پارادوکسیکال نیست؟ آیاچنین حقی را به نمایندگان مردم می توان دادکه وقتی که عده ای از نردبان حق انتخاب بالارفتند وبه منصب ومسند خود رسیدند لگدبه نردبان بزنند وآن را بشکنند؟»
برگرفته از کتاب: انسان در انگاره های بشری والگوی اسلامی. تألیف : دکتر جعفر شاه نظری – محرم علی خلیلی، ص 213 و214

 



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پاسخ به شبهات ، پستوهای زندگی ، ادبیات ، گلواژه های ماندگار

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۳ | 20:43 | نویسنده : محرم علی خلیلی |

ماجرای لاک پشت:

این داستان را استاد غلام حسین ابراهیمی دینانی، در کتاب وجود رابط ومستقل در فلسفه اسلامی آورده است. (ص 104)

اما پیش از ذکر داستان ، یاد آوری حدیثی از نبی اکرم  و شعری از  مولانا به فهم بیشتر داستان کمک می کند پیامبر فرمود:کلم النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهمِ.

شاعر می گوید:

     پشه کی داند که این باغ  از کیست         در بهاران زاد و مرگش در دی است

 کر م  کاندر چوب زایید  است  حال               کی  بداند چوب  را  وقت  نهال 

داستان از این قرار است : روزی لاک پشت، به دوست خود ماهی گفت:« پس از گردش بسیار بر روی سطح زمین  به دریاچه باز گشته ام»

ماهی براساس یک قیاس به نفس، که همواره گریبان  گیر  اشخاص است؛ گفت:« آنچه مسلم است این است که می خواهی بگویی در آنجا شنا کرده ای؟ » لاک پشت، در پاسخ گفت: « دوست عزیز، زمین جامد است و باید روی آن راه رفت وبه هیچوجه  نمی توان در آنجا شنا کرد.»  ولی ماهی که نسبت به لاک پشت سخت بد بین شده بود، اصرار می ورزید وپافشاری می کرد که در دریا چیزی مانند آنچه تو ادعا می کنی وجود ندارد. شاید ماهی با زبان بی زبانی به لاک پشت می گفت که این هیچی نمی فهمد.

در باره فعالیت های فرهنگی که  مهمترین وحیاتی ترین  موضوع جوامع فعلی هست، بایکی از دوستان صحبت می کردم، با هرزبان که خواستم بفهمانم که فرهنگ کشور ما با کشور شما فرق می کند، قبول نکرد که نکرد، اصرار داشت بر اینکه باید بگونه باشد که من میگویم، دقیقا سخنی گفت که ماهی به لاک پشت می گفت، یعنی« دریا چیزی مانند آنچه تو ادعا می کنی وجود ندارد.» در آخر هم به من گفت چرا شما هیچی نمی فهمید؟ چرا این قد محدود هستید؟  واقعا من جوابی نداشتم...

 



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پستوهای زندگی ، گلواژه های ماندگار ، حوادث

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۳ | 21:44 | نویسنده : محرم علی خلیلی |

 

دین جاده دو سویه است، می تواند گمراه کننده نیز باشد.

دین در یک تعبیر دو خاصیت مهم دارد، چنانچه قرآن در سوره اسراء آیه 82 می گوید برای برخی شفادهنده است وبرای برخی دیگر گمراه کننده. از اینرو برای هیچ کس بهشت وجهنم تضمین شد نست. عاقلانه نیست که کسانی خود را مالک دین بدانند و بهشت را خانه تضمین شده خود وجهنم را سرنوشت محتوم مخالفان ورقیبان خود بداند.   خواص نجات وهدایت ویا زبونی وضلالت به متدین بستگی دارد که می خواهد هدایت شود ویا گمراه. دین تنها وسیله ای است که به انسان کمک می کند تا زود تر به مسیر که میخواهد برسد. از اینرو برخی آن را به تناب تشبیه کرده وبرخی نیز به نردبان. گویند همانطوری که تناب از چاه بیرون می آورد، می توان از تناب استفاده کرده و در ته چاه رفت، همانطوری که با نردبان می توان پشت بام رفت، می توان از پشت بام به پاین آمد، در این نه تناب ونه نردبان هیچ جرمی ندارد.مولوی می گوید:

زانکه از قرآن  بسی گمره شدند              زان رسن قومی درون چه شدند.

مر رسن را نیست جرمی ای عنود          چون تو را سودای سر بالا نبود.

 صرف تناب داشتن انسان را از چاه بیرون نمی آورد، ونردبان داشتن به پشت بام هدایت  نمی کند. بستگی به این دارد تو می خواهی کجا بروی. بازه به گفته مولانا

بال بازان را سوی سلطان برد        بال غازان را به گورستان برد.

تعبیرات «سبیل»، «صراط»، «حبل»،« سراج» و.... نیز اشاره به دوسویه بودن دین دارد.  سخن در این است که سرنوشت انسان معطوف به اراده وهمت اوست، مفاهیم، مولفه ها وفاکتور های اعتقادی ، اجتماعی، سیاسی ، و... همه جاده دو سویه اند، فقط  به قول سهراب چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید. برخی برای نجات ورستگاری به دین پناه می برد، وبرخی نیز به همین منظور از دین فرار می کند. توضیح بیش از این در این صفحه نگنجد

 



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پاسخ به شبهات ، پستوهای زندگی ، گلواژه های ماندگار

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۳ | 16:38 | نویسنده : محرم علی خلیلی |

 

دوستان ودشمنان مفرط علی (ع)


بزرگترین پیام که بمناسبت عید غدیر می توانیم به دوستان ودشمنان علی یاد آوری کنیم.
حضرت علی فرمود : و سيهلك فيّ صنفان: محبّ مفرط يذهب به الحبّ إلى غير الحقّ، و مبغض مفرّط يذهب به البغض إلى غير الحقّ.
دو طايفه در باب من خود را به هلاکت انداخته اند: يكى دوست مفرط كه اعتقاد زياده از حد در باره ما كنند و ديگرى مبغض مفرط كه كين و بغض مارا در دل خود جاى دهند.
از دنیای غرب نمی گویم اما دنیایی اسلام را همین دو طایفه پر کرده اند، تمام همت خود را برآن می گمارند تا بر افراط و جاهلیت که ذاتا دلیل ناپذر است؛ دلیل بیاورند. که هیچ منطقی در برابر شان کار ساز نیست.
واقعا این سوال بی پاسخ است که آیا دوستان ودشمنان مفرط علی، او را شناخته اند؟ آیا علی چنین بوده وچنین می خواهد که ما هستیم و انجام می دهیم؟ افراط و تفریط ؟
ذکر سخنی از شوپنهاور در این در مورد بی فایده نیست که می گوید: اگر ما چیزی رامی خواهیم برای آن نیست که دلیلی برآن پیدا کرده ایم بلکه چون آن را می خواهیم برایش دلیل پیدا می کنیم؛ حتی برآن دنبال فلسفه والاهیات می رویم که پوشش ونقابی بر روی امیال خود پیدا کنیم.
ونیز او می گوید « اگر باشخصی مباحثه کنیم وتمام قدرت استدلال وبیان خود را به کار اندازیم، چقدر تلخ وخشمگین خواهیم شد وقتی بفهمیم طرف نمی خواهد بفهمد وما با اراده او سروکار داریم» ازاینجا ست که منطق بی فایده است» تاریخ فلسفه ، ویل دورانت، ترجمه: عباس زریاب، ص 282
بزرگترین ویژگی حضرت علی شجاعت او بود که در تمام ابعاد زندگی اش تبارز داشت وبخصوص در اینکه دشمن ظالم و یاور مظلوم باشند.



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پاسخ به شبهات ، پستوهای زندگی ، گلواژه های ماندگار ، مناسبت های دینی وتاریخی

تاريخ : یکشنبه بیستم مهر ۱۳۹۳ | 22:53 | نویسنده : محرم علی خلیلی |
 

فلسفه، جایگزین خداوند:

«بَل» پرسیده بود که آیا شهری که مردم آن همه منکر خدا باشند، می تواند به حیات خود ادامه دهد؟ ولتر در جواب میگوید:« بلی، اگر این اشخاص همه فیلسوف باشند ممکن است»

منبع : تاریخ فلسفه ، ویل دورانت، ترجمه: عباس زریاب، ص219



موضوعات مرتبط: چکیده های پژوهش ، دل نوشته ها ، ایستگاه نقد ها و تحلیلها ، پستوهای زندگی ، گلواژه های ماندگار

تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۳ | 16:24 | نویسنده : محرم علی خلیلی |